بدون عنوان

مامان و بابای مائده بودن تهران. زن عمو عمل کرد ما اومدین اونها چن روزی اونجا مودن. من و بابا شما رو آوردیم دریا بندرگز خوش بگذرونین ولی حرص ما رو در آوردین چون از همه چیز میترسیدین و سوار نمیشدین. فقط تاب و سرسره میرفتین. راستی سرسره هم دیگه سوار نمیشی چون یه بار زیاد چرخ خوردی و حالت بد شد دیگه سوار نمیشی.


کیاسر خونه عمه رقیه.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
